ساده مثل تو..

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط غزل نظرات () |

از چه گویم؟

تنهایی هایم...یا

هم آغوشی هایت...

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

خدایا حواست هست؟

صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید که تو از رگش به من نزدیکتری............

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

خیانت کرده...؟؟

شب ها به یادش گریه میکنی...؟؟!

ناراحت نباش

یه روز تو تنها آرزوی زندگیش میشی!!

این بدترین انتقامه............

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

هیچکس تنها نیست: مشترک مورد نظر شما، مورد نظر خیلی هاست!!!!!!!!!

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

دیگر به تو فکر نمیکنم....

گناه است.....

چشم داشتن به مال غریبه ها...!!!!!!!!!!1

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

من هرزه نیستم

اگر پشت شمشادها،گذاشتم مرا ببوسی

خواستم بدانی

آنقدر دوست داشتنت قوی بود

که از تمام اعتقاداتم گذشتم

و تو پشت سرم به همه گفتی:

چقدر هرزه بود،تنش میخارید

دیگر با هیچ بره ای دوست نخواهم شد،همه ی بره ها روزی گرگ خواهند شد.......

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

جسد آن که میگفت بی تو میمیرد را پیدا کردند!!!!!!!!!

در آغوش دیگری جان داده بود.............................

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

تنهایی یعنی وقتی میری لباس بخری،تو اتاق پرو از آینه بپرسی:

بهــــــــــــــم میاد....................

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

فکر میکنی از تو تنفر دارم؟؟

اشتباه میکنی!!!

من به تو فکر هم نمیکنم ،

چون تنفر هم یه نوع احساسه و تو لیاقت هىج احساسی‌ رو نداری.....

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

به بعضیا باید گفت : نگران چی هستی؟؟

ناراحتیت چیه؟؟

دنیا که به آخر نرسیده!!

من نشد یکی دیگه....تو که عادت داری عزیزم:))))))))

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

هی لعنتی، بیا باهم بازی کنیم،

تو بسته های سیگارم رو بشمار

من هم شماره های غریبه ی گوشیت را!!!!!!!

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ،به جای اینکه بپرسه چته؟چی شده؟بغلت کنه و بگه گریه کن.................

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

یکی از دوستام با باباش دعواش شد

باباش داد میزد : خدایا من چی کار کردم اینو دادی به منــــــــــــــــــ....؟؟؟

میخواستم براش توضیح بدم ولی روم نشد....!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

چند وقتی هس که حس شبکه 4 رو دارم..

احساس میکنم واقعا هیچکی نگام نمیکنه!!!!!!!!!!!

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

دیگه مخاطب خاص ندارم

اصلا مخاطب ندارم

اصلا حال مخاطب داشتن ندارم

اونایی که نمی تونستین ببینین که مخاطب دارم

خیالتون راحت...

دیگه حال هم ندارم

دیگه هیچی ندارم

دیگه جونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همـــــــــــــــــــــــــــ نــــدارمـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5

 

 

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |

نوشته شده در جمعه ٩ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط غزل نظرات () |